تبليغاتX
دست نوشته های من برای....

دست نوشته های من برای....

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی و به او گفتی که ماهی ها حوضشان بی آب است،بگو اینجا خسته دلی بی تاب است

یادش بخیر

Image and video hosting by TinyPic

یادش بخیر اون چند سال بعد از کودکیمون...

یادش بخیر بهم نامه میدادیم....

یادش بخیر من سمیرا بودم و تو مونا...

یادش بخیر تو دوستیمون زبون زد شدیم ...

Image and video hosting by TinyPic

یادش بخیر...

نامه نگاری هامون...

دلتنگی هامون...

یادش بخیر...

یادش بخیر پرپر زدن دلامون...

Image and video hosting by TinyPic

یادش بخیر اس ام اس بازیامون...

یادش بخیر....

یادته دوست جونت بودم؟

یادته دوست جونم بودی؟

یادته شبهای خرم؟

یادته روزای ابریش؟

یادش بخیر...

راستی چی شد؟ چه جوری شد؟
نکنه غریبه چشمون زد؟
نکنه....؟؟؟

من هنوز هستم...

بگو که هستی...!!!
هنوز واسم مونایی ...
هنوز واست سمیرام ...

مونای من
زوده بگیم یادش بخیر ...
تا زنده ایم زوده که یادواره بگیریم....
مونای من ...

           دلم برات تنگ شده

    دوست دارم ...

 بیا به همون دوران برگردیم

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 18:40  توسط سمیرا  | 

روزها فكر من اين است و همه شب سخنم كه چرا......؟؟؟!!!!!!

كه چرا...؟؟؟

كه چرا ما آدما انقدر راحت از كنار هم رد ميشيم؟؟

چرا هيچ وقت به اين فكر نمي كنيم كه اگه فردا....

من نباشم...!!

تو نباشي...!!!

اون نباشه....!!!

فلاني نباشه....!!!!

هاي فلاني !!!!! اگه فردا گفتن فلاني نيست!!!!

ديگه نيست.... ديگه رفت.....

مامان رفت...

بابا رفت...

برادر رفت...

خواهر رفت...

همسر رفت...

فرزند رفت...

عشقت رفت...

همسايه... بقال محل.... همكار.....

.......   رفت ......

             فلاني رفت....

قبل از اينكه تو حركتي كني ....

قبل از اينكه ببيني....

قبل از اينكه ببخشي....

اونوقت اشك نمي ريزي كه اي كاش...

اي كاش اون روز....

اي كاش اون ساعت....

اي كاش اون لحظه...

اي كاش....

و سالها در حسرت و .....

تا كي ميخوايم واسه هم رهگذر باشيم؟؟؟

تا كي نگاه مهربونمون رو از هم دريغ كنيم؟؟؟؟

تا كي لبخندمون رو از هم بگيريم؟؟؟؟

تا كي؟؟؟

تا كي حسرت و آه و اشك ديگران واسمون تجربه نشه؟؟؟

تا كي؟؟؟

تا كي چشم ها و دل هاي حسرت به دل رو ببينيم و فكر نكنيم كه ممكن يه روزي خودمون هم .....

الهي !

الهي!  آنقدر به من نگاه مهربان عطا كن تا براي يك بار هم كه شده به همه ... به همه اونهايي كه حتي يك لحظه از كنارم مي گذرند ، نگاهي مهربان بيندازم....

الهي ! آنقدر قلبم را بزرگ كن كه همه آنهايي كه در زندگيم هستند در قلب مهربانم جا شوند ...

الهي!  روز حسرت را

از من...

از او...

از فلاني...

از همه ...

          دور بدار !

                                          ((آمين يا مهربانترين))

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 19:17  توسط سمیرا  | 

يادي از جنس خاطره

يه وقتي ، يه جايي ، با يکي ...
يکي که ...
و بعد ... روزها و ماه ها و سال ها بعد،
يه روزي مثل امروز ،
يه جايي مثل همين جا ،
با ... فقط با ياد اون روز
و تنها حضور خاطره ...
و رقص قطره اشک روي گونه
يه وقتي ، يه روزي بود ...
حالا ، همين امروز ،
مي خواي که باشه !
مي خواي فريادش بزني !
اما ...
   اما نيست!
کاش ...
          و
                 سکوت ...
نبايد گفت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
                 دهانت را مي بويند... !!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 19:27  توسط سمیرا  | 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید
بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران
بگشای لب که فریاد از مرد و زن
+ نوشته شده در  جمعه 11 مرداد1387ساعت 10:7  توسط سمیرا  | 

رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکی نمی دونه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم، پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچ کس نیومد
سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش.

اگر بیای، همون جوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هرکی شنیده از خودش بیخوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاج به نور خورشید

+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 2:7  توسط سمیرا  | 

تو را من چشم در راهم شبا هنگام

که می گيرند در شاخ تلاجن سايه ها رنگ سياهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛

تو را من چشم در راهم.

شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛

در آن نوبت که بندد دست نيلوفر به پای سر و کوهی دام.

گرم ياد آوری يا نه ، من از يادت نمی کاهم؛

تو را من چشم در راهم .

                                                            «نیما یوشیج»

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 0:14  توسط سمیرا  | 

خدايا از آن توست ستايش, ستايش دايمي, هميشگي, بي پايان و بي زوال آنطور كه سزاوار باشد.

دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای   فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد.

اى هميشه خوب

ماهى هميشه تشنه ام
در زلال لطف بيكران تو
مى برد مرا بهر كجا كه ميل اوست
موج ديدگان مهربان تو

زير بال مرغكان خنده هات
زير آفتاب داغ بوسه هات
- اى زلال پاك - !
جرعه جرعه جرعه ميكشم ترا بكام خويش
تا كه پر شود تمام جان من ز جان تو !

اى هميشه خوب !
اى هميشه آشنا !
هر طرف كه ميكنم نگاه
تا همه كرانه هاى دور
عطر و خنده و ترانه ميكند شنا
در ميان بازوان تو !

ماهى هميشه تشنه ام
اى زلال تابناك !
يك نفس اگر مرا بحال خود رها كنى
ماهى تو جان سپرده روى خاك !
                                                 فريدون مشيرى

+ نوشته شده در  جمعه 2 فروردین1387ساعت 14:34  توسط سمیرا  | 

تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت
                                                                دعایم کن !
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 2:8  توسط سمیرا  | 

گفتمش : دل می خری؟
پرسید: چند؟
گفتمش: دل مال تو، تنها بخند....
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود....
+ نوشته شده در  شنبه 15 دی1386ساعت 15:57  توسط سمیرا  | 

یک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد....
   این چند هزارمین شب بی خوابیست ای عشق فقط حساب دستت باشد

+ نوشته شده در  شنبه 10 آذر1386ساعت 18:39  توسط سمیرا  | 

بالاخره بارید
بالاخره.....
               آگر یادتان بود و باران گرفت           دعایی برای بیابان کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 19:0  توسط سمیرا  | 

چه زود گذشت.

یه ماه رمضون دیگه هم تموم شد، کسی چه میدونه! سال دیگه باز ماه رمضون و میبینه یا.... .

کاش همه ماه ها صفای ماه رمضون و داشت.
بیاین دعا کنیم :
دعا کنیم که همه نیایش ها و دعا هامون مقبول درگاه حق قرار گرفته باشه....... ( آمین )
دعا کنیم واسه اونایی که پارسال مهمون سفره حق بودن و امسال دستشون از دنیا کوتاه بود، خدا بیامرزتشون.... ( آمین )
دعا کنیم واسه همه مریضا ، واسه همه عزیزا ، واسه همه دردمندا ، واسه دلای خسته ، واسه همه ، واسه خودمون
دعا کنیم که عاقبت هممون ختم به خیر بشه .... ( آمین )
دعا کنیم که هر شب مثل شبهای قدر سبک و آروم سر روی بالش بزاریم ..... ( آمین )
دعا کنیم واسه مهربونی ها ، واسه صفای دلها ، واسه دیدارها ، واسه برکت سفره ها ،
دعا کنیم که قبل از اینکه یک وجب خاک رومون و بپوشونه شکرانه رو بجا آورده باشیم ،
دعا کنیم که هیچ وقت سکان کشتی زندگیمون و به دست الیاس و نوچه هاش ندیم ،
دعا کنیم که هیچ وقت دستمون و واسه میوه ممنوعه دراز نکنیم ،
دعا کنیم خدا به همه عاشقا صبر بده تا در راه عشق مرتکب گناه نشن ... ( آمین )
بیاین همه با هم دعا کنیم :
                                         الهی العفو ، الهی العفو

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

امن يجيب المضطر اذا دعاه ويكشف السوء

اللهم صلي على محمد وآل محمد

عیدتون مبارک

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

+ نوشته شده در  جمعه 20 مهر1386ساعت 23:51  توسط سمیرا  | 

مرا ببوس ، مرا ببوس
 برای آخرین بار
تو را خدا نگهدار
که می روم به سوی سرنوشت

تو رو خدا شما قدر کوچیکترین لحظه های با هم بودن و بدونین تا حالتون مثل من نشه!

کاش می شد لحظه ای از حالم با خبر بشین تا شما اشتباه منو تکرار نکنید.
آخرین دیدار،لحظه جدا شدن حتی جرات نکردم نگاهش کنم و حالا یک لحظه دیدار روش رو تو خوابها و عکسهاش جستجو می کنم.

به خدا پشیمون می شید

واسه آرامشم دعا کنید.

+ نوشته شده در  جمعه 20 مهر1386ساعت 0:24  توسط سمیرا  | 

 

تقدیم به مونا ی عزیزم و همه اونایی که دارن فرصت ها رو از دست میدن!

تو رو خدا کاری نکنید که بعد ها از نگفتن حرف دلتون پشیمون بشید و افسوس بخورید....

چون به دیدار دوست می روی ، دیدار را دریاب.
کسی چه می داند؟
شاید فرصتی دیگر دست ندهد.
آنگاه پشیمانی سودی نخواهد داشت !

درست همان گذشته نشکفته است که آزارت خواهد داد ،
همان چیزی که می خواهی بگویی و نمی توانی ،

کسانی هستند که آرزو دارند به کسی بگویند :
(( دوستت دارم )) و سالها دو دلند و این بر زبان نمی رانند.

روزی می رسد که او رفته است.

و عاشق می گرید و فریاد می کند:

(( نتوانستم به او بگویم که دوستش دارم. ))

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

نذارید داستان داداشی تکرار بشه.

تا دیر نشده قدر همدیگه رو بدونید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مهر1386ساعت 14:27  توسط سمیرا  | 

اینجا ایران ، قلب تپنده زمین

                                                                        Free Image Hosting at allyoucanupload.com

 

مکان : چهار راه - چراغ قرمز

زمان: صبح علی طلوع تا ...(خدا می داند)

فرصت : شصت ثانیه

Free Image Hosting at allyoucanupload.com Free Image Hosting at allyoucanupload.com

 روزنامه ، روزنامه.... خبرهای داق(غ) ...روزنامه روزنامه
پیرزنی که دندان در آورد..
روزنامه ، روزنامه....

داماد7ساله هشت بار ازدواج کرده بود..

روزنامه ، روزنامه....

آقا ، خانوم ... روزنامه بدم خدمتتون؟؟؟

                          شیشه پنجره بالا کشیده شد...!!!

آدامس ، آدامس
موزی ، خرسی ، شیک ..

آدامسای خارجی ، ایرانی
آدامس ، آدامس...

                           

     Free Image Hosting at allyoucanupload.com

آقا ، خانوم ... آدامس بدم خدمتتون؟؟؟

شیشه پنجره بالا کشیده شد...!!!

گل ، گل ...

گل واسه دوستتون ، گل واسه عشقتون....

گل ، گل ...

گلهای خوشبو ، گلهای قشنگ
گل ، گل ...

                

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

آقا ، خانوم ... گل بدم خدمتتون؟؟؟

شیشه پنجره بالا کشیده شد...!!!

لنگ ، چینی ، دمپایی ، روسری ، عطر ،سی دی ، نوار خام ، تیشرت،فال حافظ، ........... شیر مرغ ... جون آدمیزاد....

آقا ، خانوم ....

کفش کهنه میخری؟؟!!

 شیشه پنجره ها بالا کشیده شد ...!!!

چراغ سبز - وقت تمام

بوق ، دنده ، فرمون ... حرکت....

و دوباره چشم انتظار یه چراغ قرمز دیگه و آدمای بی تفاوت دیگه !!!

مگه گناه کرده بود ؟ مگه حقت و خورده بود ؟ مگه ازت دزدی کرده بود؟

مگه نرفتی اونورتر روزنامه خریدی؟
مگه نرفتی گل خریدی؟ مگه نرفتی .....؟

چرا ؟ چرا؟

آدما چرا؟

من ، تو ، ما ، همه ..... تا کی؟ تا کی چشمامون و ببندیم ؟ تا کی نبینیم؟ تا کی ؟

            Free Image Hosting at allyoucanupload.com

         

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند

 

  

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 مهر1386ساعت 1:26  توسط سمیرا  |